مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
913
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
عبد الملك به دو نامه نوشته بود كه اگر با من بيعت كنى بيست سال خراسان را طعمهء تو كنم . ابن خازم در پاسخ او نوشت كه : با حيات زبيرى خواهم زيست و چون بميرم / وصيت مىكنم كه پيكرم زبيرى باشد . و كار عراق به دست عبد الملك بن مروان افتاد . عبد الملك بن عمير ليثى گويد : در كوفه به قصر امارت درآمدم ، عبد الملك بن مروان در ايوان به تخت نشسته بود و در برابرش سپرى نهاده بودند كه سر مصعب بن زبير در آن بود . من لبخند زدم . گفت : « چرا لبخند زدى ؟ » گفتم : « اى امير مؤمنان ! من عبيد الله بن زياد را در اين ايوان ديدم كه سر حسين بن على را در برابر خويش نهاده بود و سپس مختار را ديدم كه سر عبيد الله بن زياد را در همين ايوان در برابر نهاده بود و باز مصعب بن زبير را در همين ايوان ديدم كه سر مختار بن ابى عبيد را در برابر داشت و اينك تو را مىبينم كه سر مصعب را در برابر دارى . » عبد الملك از بىتابى برخاست و فرمان داد تا ايوان را خراب كردند و ويران شد . همچنين گويند كه چون مختار سر عبيد الله بن زياد و عمر بن سعد را نزد محمد بن حنفيه فرستاد تا آنها را در مسجد الحرام بياويزد ، محمد بن حنفيه مشغول خوردن بود ، گفت سپاس خداى را كه سر حسين را نزد ابن زياد بردند و او مشغول خوردن بود و اينك سر ابن زياد را نزد ما آوردند و ما چنان حالى داريم و ابن قيس رقيّات ، دربارهء مصعب بن زبير ، گفته است : سوگ و مصيبت و فاجعه در جنگ مسكن است / از براى فرزند حوارى كه اهل نبرد بر او حمله نياوردند [ 1 ] . و چون مصعب كشته شد ، عبد الله بن زبير به كعبه پناه برد و در نمايش زهد و عبادت خويش افزود . مىگفت : « شكم من به اندازهء يك وجب است . چه مايه براى سير شدن يك وجب به كار است ؟ » و او از همهء مردم آزمندتر و حريصتر بود و دربارهء او گفتهاند : اگر شكمت به اندازهء يك وجب بود سير شدى ، و باقيماندهء بسيارى براى مسكينان نهادى . / اگر حادثهاى ناگوار براى تو روى دهد به دين و دنياى تو زيانى نمىرساند . / و روزى كه خبر مرگت را بشنويم جز « چنين باد پروردگارا ، چنين باد ! » نخواهيم گفت . / پيوسته در سورهء « اعراف » آن را
--> [ 1 ] از اشعارى است كه به عبد الله بن قيس نسبت دادهاند و در ديوان او جزء قطعاتى آمده كه در بعضى مآخذ به دو نسبت داده شده است . براى تمامى شعر رجوع شود به ديوان عبيد الله بن قيس الرقيات ، تحقيق و شرح دكتر محمد يوسف نجم ، بيروت 1958 ، ص 184 و نيز التنبيه و الاشراف ، ص 271 .